بنر نصب شده در دمشق و دروغ پردازی رسانه ای مخالفان اسد!

این تصویر تحت عنوان بنر نصب شده در یکی از محله های دمشق در شبکه های اجتماعی پخش شده است.این تصویر متعلق به هیچ کدام از محله های دمشق نیست.
trr حال با فتوشاپ گوشه های تصویر را مقداری روشن می کنیم نتیجه ای که به دست می آید:
trr2

این تصویر دقیقا متعلق به یکی از انبار ها یا مخفی گاه ها یا به عبارت دیگر سوراخ موش های تروریست های سلفی است که در آن از روحانی و پوتین و اسد و سید حسن نصر الله از مردانی یاد شده است که در برابر خدا سجده نمی کنند!و هیچ ربطی به دمشق ندارد دمشق تحت کنترل کامل اسد است و هیچ تروریستی جرات اینگونه هنر نمایی ها را ندارد.

سقف انبار و لامپ های سقف کاملا در تصویر روشن شده مشخص است.دنیای امروز دنیای فریب رسانه ای است از هموطنان عزیز تقاضا می شود فریب اینطور جنجال سازی های رسانه ای از سوی تروریست ها و حامیان آنها را نخورند.

در صورت انتخاب جلیلی به ریاست جمهوری بجای نامه نگاری سوریه تبدیل به میدان نبرد مستقیم ایران و آمریکا می شد.

اهمیت نامه نگاری بین اوباما و روحانی بر سر مساله سوریه قدرت و اقتدار گرایی ایران و نفوذ ایران در منطقه را نشان می دهد این مساله صحت دارد که هم اکنون سپاه در سوریه مشغول مبارزه با تروریست های سلفی است ولی ارتش سوریه نیز 150 هزار نفر است که با احتساب نیروهای حزب الله ممکن است به دوبیست هزار تن برسد که ده تا سی هزار شورشی که احتمالا بصورت نا منظم در مقابل اسد مبارزه می کنند در برابر آنها قرار دارند که ایلات متحده قصد داشت با دخالت خائنانه خود این اقلیت شورشی را به قدرت برساند ولی به دلیل عدم تمایل مردم و مجلس سنا و نمایندگان و عدم پشتیبانی انگلیس و فشار پوتین و همچنین دیپلماسی دولت روحانی به احتمال زیاد جلوی این جنگ حتمی که شعله های آن می توانست تمام خاور میانه را به آتش بکشد گرفته شد.

sheidayi20130912160821040

ولی در صورتی که اینها نبودند و بجای روحانی و ظریف هم اکنون نیروی تندرویی مانند احمدی نژاد و یا جلیلی بر سر کار بود و شعار های تند می داد افکار عمومی جهان نیز برای پشتیبانی از ارتش آزاد بسیج می شد و بی شک در صورت هر گونه حمله نیز شماری از نیروهای ایرانی در سوریه حتی با وجود تلاش های هاشمی برای بیرون کشیدن پای سپاه از سوریه به تبادل آتش با نیروهای آمریکایی می پرداختند و این بهانه ای برای گسترش میدان نبرد به داخل خاک ایران می شد.

حتی در صورتی که رایزنی دیپلماتیکی وجود نداشت روحانی در زمان ضرورت پای نیروهای ایرانی را از سوریه بیرون می کشید ولی جلیلی به مقابله با استکبار جهانی می پرداخت.به همین خاطر تحریم و بی تفاوت بودن نسبت به هر پدیده سیاسی در هر زمان و هر حکومتی تنها خوارش به چشم مردم می رود و مردم ایران با شرکت گسترده در این انتخابات امنیت را برای خود و شاید برای منطقه در طی هشت سال آینده رقم زدند و ایران را از خطر حملات نظامی و تحریم های بیشتر نجات دادند و بجای فضای یاس و نامیدی هم اکنون تا حد زیادی فضای امید بر کشور حاکم شده است.امید است آقای روحانی که تا اینجای کار همه قدم هایش به سمت مردم بوده تا پایان هشت سال به امید خیانت نکند.

در صورت آمدن جلیلی حتی اگر مشکل سوریه هم وجود نداشت سایه تحریم های کمر شکن و جنگ بخاطر نبود دیپلماسی درست و شعار های ضد امپریالیستی بر کشور حاکم بود.

بشار اسد یا القاعده مساله این است!

بی شک بشار اسد دیکتاتور بوده و هست و اشتباهات فراوانی مرتکب شده است و اگر اشتباه بشار اسد در سرکوب جنبش مردم به آن شدت نبود و اگر بشار اسد حدقلا معترضین را در قدرت شریک کرده بود وضعیت سوریه امروز به این صورت فلاکت بار نمی افتاد.

1336202013327214

اما با این حال امکان مقایسه بین بشار اسد و مخالفان مسلح اش وجود ندارد.بشار اسد هر چند دیکتاتور ولی یک شیعه تحصیل کرده است که گرایشات سکولار دارد و قوانین شرعی در کشورش آزادی های فردی را مسدود نکرده است.مخالفان بشار اسد از ارتجاعی و متحجر ترین بخش اسلام یعنی وهابیت و سلفیت که بارها از دل آن هیولاهایی مانند ملاعمر بن لادن و حتی نمونه ایرانی آن عبدالمالک ریگی هستند ظهور نموده اند.

نمی توان بین ارتش آزادی که افراد آن از متحجر ترین شاخه اسلام هستند افردا آن مشت بیمار جنسی هستند که زنان شیعه را بر خود حلال می دانند تحت نام جهاد النکاه از سراسر کشورهای عربی برای آنان فاحشه ارسال می شود از هیچ جنایتی در حق نظامیان اسیر شده و غیرنظامیان دریغ نمی کنند بخاط دیکتاتور بودن اسد از ارتش آزاد پشتیبانی نمود.

مساله سوریه حتی یک جنگ داخلی هم نیست از دهها کشورعربی و اسلامی از جمله عربستان قطر پاکستان و عراق نیرو به این کشور اعزام شده است و حتی اعتراض مخالفان جمهوری اسلامی مبنی بر دخالت سپاه در این کشور نیز بسیار بی مورد است زیرا وقتی کشوری مانند عربستان به خود مجوز دخالت در سوریه را می دهد چرا ایران نیز بعنوان یک قدرت جهت حفاظت از موقعیت و منافع خود در این کشور دست به این کار نزند؟می توان به عملکرد حاکمیت ایران در رابطه با آزادی های فردی اقتصاد آزادی بیان و … در داخل صدها ایراد وارد نمود ولی دخالت ایران از دیدگاه استراتژیک و فرامنطقه ای علاوه بر کشور ایران به نفع مردم ایران نیز می باشد زیرا اگر انگل القاعده در وسوریه پیروز شود بعد از سوریه می تواند به راحتی خود را به داخل مرزهای ایران بکشد و باعث کشتار های بسیاری شود همانگونه که شعبه کوچکی از القاعده بنام ریگی که تحت پشتیبانی مستقیم عربستان بود سالها قبل باعث هراس و نا امنی بسیاری در مرزهای جنوب غربی کشور شده بود.

اشتباه برخی از اپوزیسیون ایران و اصلاح طلب ها نیز بر سر این مورد این بود که چون به نظر آنها جمهوری اسلامی بد است پس از هر چه پشتیبانی می کند نیز ما باید اعلام برائت کنیم و از طرف رو در روی آن حتی اگر خود شیطان نیز باشد حمایت کنیم تا بعد از سوریه نوبت به نا امن کردن و کشتار در ایران برسد در حالی که هیچ چیز مطلقا خوب یا مطلقا بدی در این جهان وجود نداد و در برابر اعمال دخالت اعراب در سوریه می توان دخالت ایران را بعنوان یک پدیده مثبت ملی دید حتی اگر به دست سپاه پاسداران صورت بگیرد.

علاوه بر آن نیروهای سپاه و ارتش اسد و حزب الله لبنان هم اکنون در برابر بزرگترین پلیدی روی زمین یعنی القاعده قرار گرفته اند گروهی که به خود مجوز کشتار می دهد مجوز تجاوز می دهد رانندگان سوری را پیاده و از آنها سوال شرعی می پرسد و سپس به قتل می رساند اسیران جنگی را لخت کرده می کشد یکی از فرماندهان آن اقدام به خوردن قلب یک سرباز مرده می نماید یک گروه آدمکش فاسد و خطرناک تر از قوم مغول است و در برابر همه قوانین انسانی محکوم است و باید بوسیله هر نیرویی با نهایت قدرت سرکوب شود زیرا اگر در سوریه به پیروزی برسد از همه مردان سوری حمام خون به راه می اندازد و چه تضمینی وجود دارد که ارتش آزادی که به  دختران نوجوان زیر سن قانونی هم رحم نمی کند بعد از مسلط شدن بر اوضاع به زنان و دختران سوری رحم کند؟

به همین خاطر باید بین بازی های فرا منطقه ای و استراتژیک و سیاست داخلی همیشه تفاوت قائل شد علاوه بر آن این نکته نیز مد نظر است که پدر بشار اسد در زمان تجاوز صدام به ایران به کمک ایران شتافت.

و تا زمانی که جنگ داخلی سوریه و تجاوز القاعده به این کشور پایان نیافته همه نیروهای ترقی خواه باید از بشار اسد پشتیبانی کنند بعد از آرام شدن اوضاع سوریه مردم سوریه در باره ماندن یا رفتن اسد تصمیم خواهند گرفت و سرنوشت سوریه هیچ ربطی به آمریکا عربستان قطر و … ندارد فقط مردم سوریه و اسد باید در این معادله بازی نمایند.

هر گونه پشتیبانی معنوی از ارتش آزاد نیز بخاطر مخالفت با جمهوری اسلامی تنها یک نوع لجبازی بچه گانه محسوب می شود و هر نیروی سیاسی که دست به لجبازی بچگانه بزند لیاقت حضور در عرصه سیاست را ندارد و مردود است. بی شک اگر به سوریه حمله می شد این نا منی به دامنه مرزهای ایران نیز کشیده می شود که به احتمال زیاد با توافق دولت روحانی با آمریکا و ایستادگی و درایت پوتین و حاضر شدن بشار اسد برای حل کردن مساله تسلیحات شیمیایی و عدم استقبال مردم بزرگ آمریکا از و مردم انگلیس و مجالس دو کشور قید شده از یک جنگ بزرگ منطقه ای که شعله های آن دامن گیر ایران نیز می شد جلوگیری به عمل آمد.بی شک نیز تجهز کردن تروریست ها بی فایده خواهد بود زیرا شمار نیروهای اسد و سپاه و حزب الله و حتی تجهیزات آنها از تروریست ها بیشتر است و تداوم جنگ بخاطر ماهیت چریکی ارتش آزاد بوده است که در صورت عدم حمله آمریکا ثبات به این کشور درطی یک سال آینه باز خواهد گشت.